حمد الله مستوفى قزوينى

257

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

رفتن رسول ، عليه السّلام ، به غزو دومة الجندل « 1 » به ماه ربيعِ نخستين خبر * بيامد بَرِ پيشواىِ بشر كز اعراب قومى فزون از شمار * به چاهى گرفتند اكنون قرار ( 118 ) كه دومه جندل « 2 » دارد آن چاه نام * بجز چنگ سيّد ندارند كام 5440 پيمبر به زودى سپهِ گرد كرد * به پيكارشان شد شتابان چو گرد عرب گشت آگه كه سيّد رسيد * از آن مرز و آن چاه دورى گزيد گروه فَزارَه « 3 » در آن جايگاه * به پيش نبى رفت و شد نيكخواه عُيَيْنَه « 4 » كه بودى ز تخم حصين * بر آن قوم بُد پيشوا و مهين به پيش نبى آمد و صلح كرد * از آن پس از او كرد درخواه مرد 5445 كه پيش مدينه بر آن طَرْفِ راه * چراگاه سازند او را سپاه نبى داد دستورى و بازگشت * به شهر اندر آمد از آن طَرْفِ دشت غزو خندق در شوّال سنهء خمس هجرى كنون غزو احزاب پيش آوريم * ز اعراب و خندق سخن گستريم چو قوم نضيرى پراكنده گشت * به هر ملك و حىّ عرب برگذشت به جنگ پيمبر ز هر جايگاه * برانگيختندى ز هر در سپاه 5450 قريشى و قوم عرب بىشمار * از ايشان پذيرفت اين كارزار كه از مصطفى همگنان جنگجو * شوند و درآرند از او خون به جُو

--> ( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : دومة الجبل . طبرى ، سيرهء ابن هشام ، سيرت رسول اللّه ، العبر ، تاريخ گزيده ، بالاتّفاق : دومة الجندل . ( 2 ) ( ب 5439 ) . در اصل : دومه حبل . كه البتّه اين تخليط و غلط فاحش موجب جاافتادن آن در وزن شعر شده است ، فلذا اگرچه صورت درست اين نام در وزن شعر به سختى مىگنجد ، على اىّ حال اختيار صورت درست آن ، ولو آنكه با تخريب وزن شعر همراه باشد ، مرجّح دانسته شد . ( 3 ) ( ب 5442 ) . در اصل : فراره : بنى فزاره . ( 4 ) ( ب 5443 ) . در اصل : عتيبه ، . . . حصين ؛ طبرى : عيينة بن حصن بن حذيفة بن بدر ؛ كذا سيرهء ابن هشام ( مع ) ؛ سيرت رسول اللّه ، عيينة بن حصن بن حذيفة ؛ تاريخ گزيده : عيينة [ متن : عتبة ] بن حصن ؛ العبر : عيينة بن حصين .